fghg
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 14:57
“تو” آن نیستی که به یادت بیاورم ، “تو” آن همیشه ای که به یادم می مانی
fghg
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 14:56
عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم؟بهرت به سرای من بخواب چه کنم؟ یک دم به سوال جوابده ای دوست؟روزی که دلم تورا بخواهد چه کنم؟!
fghg
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 14:54
کاش میشد در آسمان ها پر کشید / چون عقابی ابرها را هم درید پر کشید و در حضورت جان سپرد / لحظه ی آخر دو چشمان تو دید
fghg
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 14:53
همیشه حرف از رفتن هاست ، کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند
fghg
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 14:51
نوشتم حرف دل تا تو بخوانی،که چون دورم ز تو دردم بدانی به غیر از تو کسی را من ندارم،تو را تا بی نهایت دوست دارم
fghg
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 14:50
نخستین چکه ناودان احساسم را در قالب کلامی از جنس گلهای یاس میریزم و آن را به آسمان نیلوفری دل زلالت برای شاد بودنت هدیه میکنم
fghg
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 14:48
وقتی میخواهمت و نیستی هیچ اتفاق خاصی نمی افتد ، فقط ذره ذره ایوب میشوم
FGHG
-
تاریخ: 1391/10/17 ساعت: 0:04
گرچه از فاصله ماه زمن دورتری، ولی انگار همین جاو همین دوروبری، ماه میتابد و انگار تویی میخندی، باد می اید و انگار تویی میگذری… ::::کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد::::به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنا...
fghg
-
تاریخ: 1391/10/16 ساعت: 18:30
زوج جوانی به همراه بچه ۲ ساله و یک مرد مهمان که در جاده تربتجام به فریمان در حرکت بودند در تصادف تلخی به کام مرگ فرو رفتند. به گزارش ایران تاریکی شب چادر پرستاره خود را روی جاده مرزی شهرستان تربتجام به فریمان پهن کرده بود و عقربهها ساعت ۲۰:۳۰ شامگاه را نشان میداد که هستی کوچولو در آغوش مادرش داخل پر...